مجموعه مشترکی از باورها، ارزشها و مفروضات بنیادین، نمادها، آداب و رسوم، سنن، اسطوره ها، زبان، علوم، رفتارها و مصنوعاتیک سیستم اجتماعی است که اعضا آن را برای انطباق با دنیای پیرامون و در ارتباط با یکدیگر به کار می برند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می کنند.
فرهنگ متشکل از رفتارهای اکتسابی است، بدین معنی که این رفتارها غریزی و وراثتی نیستند؛ هر چند شرایط فیزیولوژیک و زیست شناختی بر آموختن و کسب این رفتارها تأثیر می گذارند.
به عقیده «باربو» بیشتر تعاریف فرهنگ بر دو نکته عناصر فرهنگی (عادات اجتماعی یا سبک زندگی و تأثیر این عناصر بر رفتار فرد تأکید دارند.
«شاین» در تعریف فرهنگ به دو کارکرد بسیار اساسی و کلیدی فرهنگ اشاره می کند:
تضمین سازگاری خارجی و بقا و تضمین انسجام داخلی.
نسبیت فرهنگی
منظور از عنصر فرهنگی کوچکترین واحد فرهنگ است که می تواند یک عبارت، شیء، حرکت یا نماد باشد. این مفهوم نسبیت فرهنگی نامیده می شود.